Kashti Zarvaraghi Martik





کشتی زر ورقی

    متن آهنگ کشتی زر ورقی از مارتیک

    دستامون لاغرو بیرمق کشتی میساختیم از زر ورق
    کشتی زر ورقی طعمه بارون نمیشد
    قلبای عروسکی تو سینه ویرون نمیشد
    شبا تو دست پدر یه اسمون خواب میدیدیم
    لالایش معجزه بود وقتی که بیخواب میشدیم
    روزای رفته رو باید از ته دل داد کشید
    بایه ابنبات میشد مزه دنیا رو چشید
    ناخدای کشتی زرورقی شکل پدر بود
    توی خواب
    قصه غرق کردن خورشید برامون چقدر قشنگ بود
    روی اب ماهییای رنگی نزدیک سحر
    مهمونی نور میدادند
    اونا مهربون بودن تو اب شور
    حرفای شیرین میزدن
    کشتی زرورقی تو داغ خورشید نمیسوخت
    ناخداش شادیمونو به زندگی نمیفروخت
    سایه دستای اون خورشیدو بی اثر میکرد
    تنش مثل باده بود خوابو مثه سفر میکرد
    یه شب از همون شبا که اسمون گریه میخواد
    کشتی رو ساختیمو منتظر نشستیم که بیاد
    اونشب اما زیر گنبد کبود
    نفسای گرم لالایی نبود
    اسمون خوابمون وقتی که بیستاره شد
    کشتی زرورقی تو دریا پاره پاره شد
    روزای رفته رو باید از ته دل داد کشید
    بایه ابنبات میشد مزه دنیا رو چشید
    روزای رفته رو باید از ته دل داد کشید
    بایه ابنبات میشد مزه دنیا رو چشید
    روزای رفته رو باید از ته دل داد کشید
    بایه ابنبات میشد مزه دنیا رو چشید

    ترانه سرا : زویا زاکاریان
  • Composer : Martik
  • Arranger : Martik
  • Poet : Zoya Zakarian




Download Kashti Zarvaraghi Martik