Ba Mardome Bigan Farman Fathalian





با مردم بیگانه

    متن آهنگ با مردم بیگانه از فرمان فتحعلیان

    طبعم شده دیوانه در گفتن افسانه

    چون آدم بیگانه از منزل و کاشانه

    باز این دل سوداییم آغاز فسون کرد

    مجنون صفتم روی به وادی جنون کرد

    چون شرح دهم دل بمن غمزده چون کرد

    رازی که نهان داشتم از پرده برون کرد

    با مردم بیگانه

    عمریست که گمگشته وادی فراقم

    صبر از دل و جان رفته و طاقت شده طاقم

    گه سوی حجاز آورد و گاه عراقم

    گه جانب مسجد دهد آن شوق سراغم

    گاهی سوی بتخانه

    چون پیر مغان دید که مستسقی آبم

    بنمود پیاپی دو سه پیمانه شرابم

    تا حشرخراب از اثر باده نابم

    نبود بکسی حال سوالات جوابم

    جز با می و میخانه

    چون از اثر باده شدم بی خود و مدهوش

    زد مهر سکوتم به لب و گفت که خاموش

    گردید سراپای وجودم همه چون گوش

    حرف دو جهان از نظرم گشت فراموش

    چون بود همه افسانه

    ماییم خراباتی و صوفی وقلندر

    کم بنده درگاه شهنشاه فلک فر

    نی چون دگران یک زن و هفتادودو شوهر

    سلطان سلوکیم و گدای در حیدر

    رندانه و مردانه



Download Ba Mardome Bigan Farman Fathalian