Parande Simin Ghanem





پرنده

    متن آهنگ پرنده از سیمین غانم

    توی یک جنگل تن خیس کبود
    یه پرنده آشیونه ساخته بود
    خون داغ عشق خورشید تِو سرش
    جنگل بزرگ خورشید رو پرش
    تو هوای آفتابی رو درختا میپرید
    تنشو به جنگل روشن خورشید می کشید
    تا یه روز ابرای سنگین اومدن
    دنیای قشنگشو به هم زدن
    هر چی صبر کرد آسمون آبی نشد
    ابرا موندند هوا آفتابی نشد
    بس که خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید
    یه دفعه دیوونه شد از توی جنگل پر کشید
    [ آهنگ و موسیقی جدید فارسی در ایران ترانه ]
    زندگی شو توی جنگل جا گذاشت
    رفت ورفت ابرا رو زیر پا گذاشت
    رفت و عاقبت به خورشیدش رسید
    اما خورشید به تنش آتیش کشید
    اگه خورشید یکی تو آسمونه
    مرغ عاشق رو زمین فراوونه
    روزی یکی به بالا چشم می دوزه
    میره با این که میدونه می سوزه
    من همون پرنده هستم که یه روز خورشید رو دید
    اسم من یه قصه شد
    این قصه رو دنیا شنید

    ترانه سرا : اردلان سرفراز
  • Poet : Ardalan Sarfaraz




Download Parande Simin Ghanem