Benamay Rokh Faramarz Aslani





بنمای رخ ( از دیوان شمس )

    متن آهنگ بنمای رخ ( از دیوان شمس ) از فرامرز اصلانی

    بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
    بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
    ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
    کان چهره مشعشع تابانم آرزوست
    گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو
    آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
    یعقوب وار وااسفاها همیزنم
    دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
    والله که شهر بیتو مرا حبس میشود
    آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
    زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
    شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
    دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
    کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
    گفتند یافت مینشود جستهایم ما
    گفت آنک یافت مینشود آنم آرزوست
    پنهان ز دیدهها و همه دیدهها از اوست
    آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
    یک دست جام باده و یک دست زلف یار
    رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

    گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
    کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست
    یک دست جام باده و یک دست زلف یار
    رقصی چنین میانه میدانم آرزوست



Download Benamay Rokh Faramarz Aslani